آخرين کلمات يک دوچرخهسوار: نخير تقدم با منه! آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرندهام! آخرين کلمات يک سرنشين اتوموبيل: برو سمت راست راه بازه... آخرين کلمات يک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟. آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره... آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم... آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم... آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همهاش سه نفرند... آخرين کلمات يک قهرمان اتوموبيلرانی: پس مکانيکه ميدونه که با دوست دخترش... آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد! آخرين کلمات يک کامپيوتر: هاردديسک پاک شده است... آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها... آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداری... آخرين کلمات يک گيتاريست: يه خرده ولوم بده... آخرين کلمات يک مادر: بالأخره سیدیهات رو مرتب کردم... آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره... آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه... آخرين کلمات يک متخصص کامپيوتر: معلومه که ازش بکآپ گرفتم! آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه! آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟ آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم... آخرين کلمات يک نارنجکانداز: گفتی تا چند بشمرم؟ ************************************************************* 1)چه بسيارند كساني كه به هنگام غروب ، از غصه ناپديد شدن آفتاب چنان مي گريند كه ريزش اشك ها مانع از ديدن ستارگان مي شود
2(حقيقت انسان به آنچه اظهار مي کند نيست ،بلکه حقيقت او نهفته درآن چيزي است که از اظهار آن عاجز است ،بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش بلکه به نا گفته هايش گوش بسپار
زياد از حد خودت را تحت فشار نگذار زيرا بهترين چيز ها زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري3(
4(اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي، تضميني بر اين نيست كه اون هم همين كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش، فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اينطور نشد، خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده
5(منتظر باش اما معطل نشو تحمل کن اما توقف نکن قاطع باش اما لجباز نباش صريح باش اما گستاخ نباش بگو آره اما نگو حتما بگو نه ولي نگو ابدا اين يعني همه چي باش و هيچي نباش
7(ازسنگهايي که درسرراهتان هست براي ساختن پلکان استفاده کنيد
8(نه!نرو!صبر کن قرارمان اين نبود بايد سکه بيندازيم اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم .....صبر کن سکه بيندازيم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو
9(عيب کار اينجاست که من '' آنچه هستم '' را با '' آنچه بايد باشم '' اشتباه مي کنم ، خيال ميکنم آنچه بايد باشم هستم،در حاليکه آنچه هستم نبايد باشم
10(سرنوشت کوهها تنها گواه بودن است آنها مانند رودخانه ها نيستند که حرکت ميکنند و منظره را عوض ميکنند.
11(در دنياي واقعي عشق مي بايست ممکن باشد کسي که دوست ميدارد نياز دارد که گم شدن وباز يافتن را بلد باشد.(پائلو)
12(از راهي نرويد که روندگان آن بسيارند راهي را طي کنيد که روندگان آن اندکند
13(اگر زندگي يك پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست بكنيد و به دنبال دوستي باشيد تا با او قسمت كنيد.
14(آغاز کسي باش که پايان تو باشد!! ******************************************************** يكي جبهه بوده از هر طرف خمپاره مي يومده .يكي داد مي زنه مي گه : سنكر بگيريد .يارو از اون ور مي گه : واسه من بربري بگيريد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مي دوني يه اصفهاني رو چه جوري شكنجه مي دن؟ مي بندنش به تير چراغ برق مي گن كوچه بغلي شام مي دن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ يه سلام آلبالويي به تو كه خيلي هلويي، يه سلام توتفرنگي به تو كه خيلي قشنگي، يه سلام پرتقالي به تو كه خيلي باحالي ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ گفتم غم تو دارم گفتا چشت درآيد! گفتم كه ماه من شو گفتا دلم نخواهد! گفتم خوشا هوايي كزبادصبح خيزد گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد! گفتم دل رحيمت كي عزم صلح دارد گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد! گفتم زمان عشرت ديدي كه چون سرآمد گفتا كه اي واي ديرشد، داد مامان درآمد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کاش کسي تو دلمون پا نميذاشت... کاش اگه پا ميزاشت دلمون رو تنها نميذاشت... کاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روي دلمون جا نميزاشت خدايا به داده و نداده و گرفته ات شكر: كه داده ات نعمت است؛ نداده ات حكمت و گرفته ات امتحان ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هر وقت خواستي ببيني کسي دوستت داره توي چشماش زل بزن تا عشقو توي چشماش ببيني اگه نگات کرد عاشقته اگه خجالت کشيد برات ميميره اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکر بدون که بدون تو ميميره ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شکسپیر میگه : هرگز به دنبال کسی نباش که بتونی با اون زندگی کنی بلکه به دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فراموشم مکن هرگز / ولي گاهي به ياد آور / رفيقي را که مي داني / نخواهي رفت از يادش ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اين شعر را با لهجه همداني به سبك دوبيتيهاي باباطاهر عريان بخوانيد و لذت ببريد: نميدونم كجا اين دل اسيره / همينجور بگذره ترسم بميره نفهيمدند دردم را طبيبان / بگيد يانگوم بياد نبضم بگيره ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ چهار نفر بودند که اسمشان اين ها بود : همه کس ،يک کسي ،هر کسي ، هيچ کس کار مهمي در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که يک کسي اين کار را به انجام مي رساند . هر کسي مي توانست اين کار را بکند ، اما هيچ کس اين کار را نکرد . يک کسي عصباني شد ، چرا که اين کار ، کار همه کس بود ، اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان اين طوري تمام شد که هر کسي يک کسي را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاري را نکرد که همه کس مي توانست انجام بدهد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بچه اصفهانيه به باباش: بابايي چرا ما مثل بقيه ادما با کشتي سفر نمي کنيم؟ باباش: خفه شو شنا تو بکن دو ساعت دیگه میرسیم جزیره ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هيچوقت كسي رو كه دوست داري به خاطر غرورت از دست نده هميشه سعي كن غرورت رو به خاطر كسي كه دوست داري از دست بدي ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ من امشب از غزل از مثنوی از گریه سرشارم / سرم را میگذارم بی تو روی شانه ی تارم پری های خیالم ناگهان در رقص می آیند / که تو شرقی ترین آئینه می آیی به دیدارم سرت را میگذاری روی زیر اندازی از چشمم / نگاهم میکنی چشمی که عمری کردی انکارم دل من گر چه چشم زخمی اسفندیار اما / چگونه میتوانم از نگاهت دست بر دارم تو رفتی و منم ماندم با شعر و سه تار اما / به دندان پشت دستم مینویسم دوستت دارم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ كاش هرگزدرمحبت شك نبود ؛ تك سوارمهرباني تك نبود ؛ كاش برلوحي كه برجان دل است ؛ واژه تلخ خيانت حك نبود ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تو جبهه چند نفر داشتن شل و ول را میرفتن...ترکه میپرسه اینا چشونه؟ میگن: اینارو شیمیایی کردن... فرداش ترکه گشاد گشاد راه میرفته... بهش میگن تو چت شده؟ میگه : منو فیزیکی کردن...!!! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ یک شب یک نفر از کنار قبرستون رد میشده میبینه همه مرده ها روی قبرشون نشستن. ازشون میپرسه چی شده.میگن سوالهای شب اول قبر لو رفته.گفتن بیرون بشینید تا از دوباره سوال طرح کنیم.
از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است. از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد. از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت… گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان. از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است . از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است . از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد. از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که پایان ندارد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن باهم نیست عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچوقت نفهمد که چرا خیس نشد . . . به امید عشق های واقعی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هرجای دنیا که باشی و هر کاری که داری میکنی اینو بدون که یک قلب هست که همیشه واسه تو میتپه اونم قلب خودته…